بهترین کاری که پس از شکست عاطفی باید انجام دهیم…
بهترین کاری که پس از شکست عاطفی باید انجام دهیم…
قدم اول پس از شکست یک رابطه عاطفی پذیرش شکست است یعنی فرد قبول کند که هر رابطهای در این دنیا محکوم به شکست است حتی اگر خیلی هم عالی باشد مرگ یا بیماری آن را به شکست میرساند.
قدم اول پس از شکست یک رابطه عاطفی پذیرش شکست است یعنی فرد قبول کند که هر رابطهای در این دنیا محکوم به شکست است حتی اگر خیلی هم عالی باشد مرگ یا بیماری آن را به شکست میرساند. بیشترین چیزی که باعث وابستگی افراد در روابط عاطفی میشود نیازها و کمبودهای درونی فرد است یعنی انسان به میزان خلأهای شخصیتی خود و نوع آنها به دیگران وابسته شده و برای پر کردن آنها توقعاتی از رابطه خواهد داشت.
به عنوان مثال فردی که از ابتدای زندگی احساس بی ارزشی کرده وقتی وارد رابطه میشود دائما از اینکه دوست داشتنی هست یا نه ترس دارد؛ این مسائل سبب وابستگی بیشتر شده همچنین اینگونه افراد وقتی رابطهشان دچار شکست میشود دائما خود را مقصر دانسته و شدت فاجعه را بیش از چیزی که هست میبینند.
قدم اول پذیرش شکست است یعنی فرد قبول کند که هر رابطهای در این دنیا محکوم به شکست است حتی اگر خیلی هم عالی باشد مرگ یا بیماری آن را به شکست میرساند.
قدم دوم این است که وقتی دچار شکست شدیم از انکار آن پرهیز کنیم؛
قدم دوم این است که وقتی دچار شکست شدیم از انکار آن پرهیز کنیم؛طبیعی است که حال فرد بد باشد اما باید بداند چه کند حالش خوب شود. خطر بزرگی که در این مواقع برای فرد وجود دارد ورود به یک رابطه جدید برای فرار از شکست رابطه قبل است در حالی که باید اجازه دهد سوگ رابطه قبل بگذرد.
در این دوران طرفین نباید به مکانهایی که با هم رفتهاند، بروند و خاطراتشان را مرور کنند زیرا شاید در ظاهر حس خوبی داشته باشد اما در اصل فرد آزار دیده و فراموشی سختتر میشود؛ همچنین به هدیهها و یادگاریهای طرف مقابل نیز نباید رجوع کرد و در کل باید از هرچیزی که گذشته را یادآوری کند را دوری کرد.
اشتباه دیگری که طرفین یک رابطه عاطفی پس از شکست انجام میدهند تغییر نوع رابطه از عاشقانه به دوستانه یا همکار و ادامه آن به این شکل است.
احتمال مدیریت این نوع رابطه به شکل یک رابطه معمولی بسیار ضعیف است زیرا معمولا شدت علاقه یکی از طرفین بیشتر است و رابطه از پنجاه-پنجاه به نود-ده تبدیل میشود. مجموعه این اقدامات سخت اما امکانپذیر را سندروم جدایی مینامند که فرد به میزان رعایت آنها میتواند روان خود را مدیرت کرده و به زندگی معمولی بازگردد.
انسان بعد از شکست عشقی هیچوقت به زندگی قبل برنمیگردد؛ این حرف اصولا نه برای شکست عشقی بلکه برای هر لحظه از زندگی صدق میکند زیرا هر لحظه برای انسان یک تجربه است که پس از آن به زندگی قبلی برنمیگردد.
اگر یک رابطه واقعا هوسهای لحظهای نبوده و عشق باشد اما دچار شکست شود ردی بر قلب انسان میماند که از نظر پزشکی اثبات شده است، انگار گوشهای از قلب دچار نارسایی و مشکلاتی میشوذ اما برگشتن به زندگی عادی به خود فرد و تلاشش بستگی دارد.
تفکر غالب این است که خانمها به لحاظ ساختار روانی شکنندهتر بوده و حساسیتهای عاطفی بیشتری دارند که ممکن است سبب آسیب بیشتر و دیرتر برگشتن آنها به زندگی معمولی شود اما ما در مرکز مشاوره آقایانی مراجعه میکنند که بسیار بیشتر از خانمها لطمه دیدهاند.
دو مورد وجود دارد که بر کیفیت یک رابطه بسیار تأثیرگذار است؛ اولین مورد آن شناخت خودمان و مورد دوم شناخت طرف مقابل است.
بسیاری از ما خودمان را خوب نمیشناسیم و متوجه کمبودها و نقاط قوتی درونمان نیستیم در حالی که بسیاری از رفتارهای ما در روابط عاشقانه به رابطه خانوادگی ما برمیگردد بنابراین به میزانی که خودمان را بشناسیم و متوجه باشیم به چه کسانی علاقهمند میشویم برای شروع یک رابطه بهتر تصمیم میگیریم.
همچنین به میزانی که به ابزارهای شناخت طرف مقابل مجهز باشیم بهتر میتوانیم فرد مورد نظر خود را انتخاب کنیم؛ مشکلی که اینجا به وجود میآید این است که همه افراد به راحتی نمیتوانند متوجه باطن شخصیت طرف مقابل شوند.
در ابتدای تشکیل یک رابطه جدی باید به مشاور مراجعه کرد که وی تشخیص دهد دو طرف مناسب یکدیگر هستند یانه؟ طبیعی است اینگونه احتمال شکست نیز کاهش مییابد.
تيم مشاوره خورشيد | اينستاگرام : @khorshid_psy